سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
شهر من مرزن آباد
شهر من مرزن آباد

 


تغییر آدرس سایت


با سلام خدمت دوستان و همراهان گرامی


از این به بعد وبلاگ شهر من مرزن آباد با همین نام (شهر من مرزن آباد)در بلاگقا فعال شده واین صفحه غیر فعال خواهد شد


از دوستانی که خبرهای مرزن آباد و یامطالب مربوط به این شهر را دنبال مینمایند از این به بعد به آدرس


marzanabad.blogfa.com


میتوانند مراجعه نمایند


با تشکر مدیریت سایت


 



  • کلمات کلیدی : تغییر آدرس سایت
  • نوشته شده در  دوشنبه 28/2/88ساعت  12:57 عصر  توسط عرشیان 
      نظرات دیگران()













     

    سلامت انتخابات و اصحاب غوغا



    قسمت اول:سخنان رهبر معظم انقلاب در در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا(ع)1/1/1388:
    یک مطلب هم خطاب به نامزدهاى محترمى که یا تا حالا اعلام حضور کرده‏اند یا بعد از این اعلام حضور خواهند کرد، عرض بکنم. کسانى که براى انتخابات خود را نامزد میکنند، بدانند که انتخابات یک وسیله‏اى است براى بالا بردن توان کشور، براى آبرومند کردن ملت؛ انتخابات فقط ابزارى براى قدرت‏طلبى نیست. اگر بناست این انتخابات براى اقتدار ملت ایران باشد، ... مبادا نامزدها در اثناى فعالیتهاى انتخاباتىِ خودشان جورى رفتار کنند و حرفى بزنند که دشمن را به طمع بیندازند. رقابتها را منصفانه کنند، حرفها را منصفانه کنند، از جاده‏ى انصاف خارج نشوند.
    انتخابات به فضل الهى و به حول و قوه‏ى الهى انتخابات سالمى است. من مى‏بینم بعضى‏ها در انتخاباتى که دو سه ماه دیگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع کرده‏اند به خدشه کردن. این چه منطقى است؟ این چه فکرى است؟ این چه انصافى است؟ این همه انتخابات در طول این سى سال انجام گرفته است - در حدود سى انتخابات - مسئولان وقت در هر دوره‏اى رسماً متعهد شده‏اند و صحت انتخابات را تضمین کرده‏اند، و انتخابات صحیح بوده است؛ چرا بیخود خدشه میکنند، مردم را متزلزل میکنند، تردید ایجاد میکنند؟ که البته در ذهن مردم عزیز ما با این حرفها تردید ایجاد نخواهد شد.


     


    انتظار این بود پس از سخنان رهبر انقلاب اسلامی نیروهای انقلاب، گروه ها و برخی نامزدهای محترم دیگر در این باره تردیدافکنی نکنند و مسیر اشتباه گذشته که اتفاقا همسویی با دشمن هم در آن پررنگ بود ادامه ندهند ولی متاسفانه چنین نشد :


     


    قسمت دوم:سخنان رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعى از معلمان، پرستاران و کارگران 9/2/1388 :
    دوره‏ى قبل از انقلاب، ایران مرتعى براى چراى بیگانگان بود. ... بعد که انقلاب شد، مردم آمدند روى کار، منافع آنها قطع شد. طبیعى بود که با این نظام دشمنى کنند، که سى سال است دارند دشمنى میکنند. ... بارها و بارها در اظهارات صریحشان، در اظهارات کنایه‏آمیزشان، در انتخابات کشورمان خدشه کردند ...
    از دشمن انتظارى هم جز دشمنى نیست؛ چه انتظارى هست؟ بى‏توقعى از دوستان است. بى‏توقعى از کسانى است که جزو این ملتند؛ واقعیات را دارند مى‏بینند؛ مى‏بینند که این انتخابات چگونه سالم و متقن انجام میگیرد، در عین حال، همان حرفى را که دشمن میزند، اینها هم میزنند! من انتظارم این است: کسانى که با ملت ایرانند، جزو ملت ایرانند، توقع دارند ملت ایران به آنها توجه کنند، اینها دیگر علیه ملت ایران حرف نزنند و انتخابات ملت ایران را زیر سؤال نبرند. مرتب تکرار نکنند که آقا این انتخابات سالم نیست؛ انتخابات، انتخابات نیست. چرا دروغ میگویند؟ چرا بى‏انصافى میکنند؟ چرا خلاف واقع میگویند؟ چرا این همه زحماتى را که این ملت و مسئولین در طول این سالهاى متمادى متحمل شدند، ندیده میگیرند؟ چرا؟ چرا ناسپاسى میکنند؟
    موضوعی که همواره در بیرون مرزها به شکل پررنگ تری توسط مخالفان انقلاب مطرح بوده است.


     


    حال توقع مردم، عذرخواهی، انحلال کمیته صیانت از آرا و نشان دادن همراهی با مردم و رهبری است. شاید این اولین امتحان آنها باشد اما داستان همچنان ادامه دارد . . . . . . . . . . .




     



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  پنج شنبه 24/2/88ساعت  10:41 صبح  توسط عرشیان 
      نظرات دیگران()




    چهره مقدس و ملکـوتى فاطمه زهرا علیهاالسلام در تاریخ اسلام آنقدر تابناک و روشـن است که چنـدان به تحقیق و بـررسـى نیاز نـدارد، اما با تـوجه به ایام شهادت آن بزرگوار شایسته است اندکى درباره فضایل حضـرتـش گفتگـو کنیـم. بـر ایـن اسـاس، به سـراغ روایات نـورانـى معصـومان علیهم السلام مـىرویـم تا بـا مقام و جایگاه آن حضـرت در قیامت آشنا شویم.


    کیفیت برانگیخته شدن

    برانگیخته شـدن و رستاخیز از لحظات بسیار سخت و وحشتناک آینـده بشر است، زمانى که معصـومین علیهم‌السلام همـواره بدان مىاندیشند و گاه از خوف آن بیهوش مىشدند. فاطمه صلوات الله علیها نیز چنیـن بود و بیشتر به آن زمان مـىاندیشید.

    فکر زنده شدن، عریان بـودن انسان‌ها در قیامت، عرضه شـدن به محضـر عدل الهى و... او را در انـدوه فـرو مـىبـرد. امیـرمـومنـان علـى علیه السلام مـىفـرمـایند:

    "روزى پیامبر خـدا صلی الله علیه و آله بـر فاطمه علیهاالسلام وارد شـد و او را انـدوهناک یـافت. فـرمـود: دختـرم! چـرا انـدوهگینى؟

    امیـرمـومنـان علـى علیه السلام مـىفـرمـایند: "روزى پیامبر خـدا صلی الله علیه و آله بـر فاطمه علیهاالسلام وارد شـد و او را انـدوهناک یـافت. فـرمـود: دختـرم! چـرا انـدوهگینى؟فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: پدر جان! یاد قیامت و برهنه محشـور شدن مردم در آن روز، رنجم مىدهد.

    فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: پدر جان! یاد قیامت و برهنه محشـور شدن مردم در آن روز، رنجم مىدهد.

    پیامبر صلی الله علیه و آله فرمـود: آرى دخترم! آن روز، روز بزرگـى است. اما جبرئیل از سوى خداوند برایم خبر آورد مـن اولین کسى هستم که برانگیخته مىشـوم. سپس ابراهیـم و آنگاه همسرت على بـن ابىطالب. پـس از آن، خـداونـد جبـرئیل را همـراه هفتاد هزار فـرشته به سـوى تـو مىفرستد. وى هفت گنبد از نـور بر فراز آرامگاهت برقرار مىسازد.

    آنگـاه اسـرافیل لبـاس‌هاى بهشتـى بـرایت مـىآورد و تـو آنها را مـىپـوشـى. فـرشته دیگرى به نام زوقائیل مرکبـى از نـور بـرایت مىآورد که مهارش از مروارید درخشان و جهازش از طلاست. تـو بر آن مرکب سـوار مىشـوى و زوقائیل آن را هدایت مـىکنـد. در ایـن حال هفتاد هزار فرشته با پرچم‌هاى تسبیح پیشاپیـش تـو راه مىروند.

    اندکـى که رفتـى، هفتاد هزار حـورالعیـن در حالى که شادمانند و دیدارت را به یکـدیگر بشارت مىدهند، به استقبالت مـىشتابند. به دست هر یک از حـوریان منقلـى از نـور است که بـوى عود از آن بـرمىخیزد... آنها در طرف راستت قرار گرفته، همراهت حرکت مـىکنند.

    فاطمه جان، هنگامى که به وسط جمعیت حاضـر در قیامت مـىرسى، کسـى از زیر عرش پـروردگار به گـونه‌اى که تمام مردم صدایش را بشنوند، فریاد مـىزنـد: چشم‌ها را فـرو پوشانید و نظرها را پایین افکنید تا صـدیقه فـاطمه، دخت پیـامبـر صلی الله و علیه و آله و همـراهـانـش عبـور کننـد.ادامه مطلب

    هنگامـى که به همان انـدازه از آرامگاهت دور شـدى، مریـم دختـر عمران همراه هفتاد هزار حـورالعیـن به استقبالت مـىآید و بر تـو سلام مىگـوید. آنها سمت چپت قرار مىگیرند و همراهت حرکت مىکنند. آنگـاه مادرت خـدیجه، اولیـن زنـى که به خـدا و رسـول او ایمان آورد، همراه هفتاد هزار فرشته که پرچم‌هاى تکبیر در دست دارنـد، به استقبالت مىآیند. وقتـى به جمع انسان‌ها نزدیک شدى، حـواء با هفتاد هزار حـورالعیـن به همراه آسیه دختر مزاحـم نزدت مىآید و با تـو رهسپار مـىشـود.


    حضـور فاطمه در میان مردم

    فاطمه جان، هنگامى که به وسط جمعیت حاضـر در قیامت مـىرسى، کسـى از زیر عرش پـروردگار به گـونه‌اى که تمام مردم صدایش را بشنوند، فریاد مـىزنـد: چشم‌ها را فـرو پوشانید و نظرها را پایین افکنید تا صـدیقه فـاطمه، دخت پیـامبـر صلی الله و علیه و آله و همـراهـانـش عبـور کننـد.

    پـس در آن هنگـام هیچ کـس جز ابـراهیـم خلیل الـرحمان و علـى بـن ابـى طـالب علیهماالسلام و... به تـو نگـاه نمـىکنند.

    جابربـن عبدالله انصارى نیز در حدیثى از پیامبر خدا صلى الله و علیه و آله این حضور را چنین توصیف مىکند:

    روز قیامت دختـرم فاطمه بـر مرکبـى از مـرکب‌هاى بهشت وارد عرصه محشر مـىشـود. مهار آن مرکب از مرواریـد درخشان، چهار پایـش از زمرد سبز، دنباله‌اش از مشک بهشتى و چشمانـش از یاقوت سرخ است و بر آن گنبدى از نور قرار دارد که بیرون آن از درونـش و درون آن از بیرونـش نمایان است. فضاى داخل آن گنبـد انـوار عفـو الهى و خارج آن پرتـو رحمت خـدایـى است. بر فرازش تاجـى از نـور دیـده مـىشـود که هفتاد پایه از در و یاقـوت دارد که هماننـد ستارگان درخشان نور مىافشانند.

    در هر یک از دو سمت راست و چپ آن مرکب هفتاد هزار فرشته به چشـم مـىخـورد. جبرئیل مهار آن را در دست دارد و با صـداى بلند نـدا مىکند: نگاه خود فراسوى خویش گیرید و نظرها پایین افکنید. ایـن فـاطمه دختـر محمـد است که عبـور مـىکنـد. در ایـن هنگام، حتـى پیامبـران و انبیـا و صـدیقیـن و شهدا همگـى از ادب دیـده فـرو مىگیـرند تا فاطمه صلوات الله علیها عبـور مـىکنـد و در مقابل عرش پـروردگارش قرار مىگیرد.

    در هر یک از دو سمت راست و چپ آن مرکب هفتاد هزار فرشته به چشـم مـىخـورد. جبرئیل مهار آن را در دست دارد و با صـداى بلند نـدا مىکند: نگاه خود فراسوى خویش گیرید و نظرها پایین افکنید. ایـن فـاطمه دختـر محمـد است که عبـور مـىکنـد. در ایـن هنگام، حتـى پیامبـران و انبیـا و صـدیقیـن و شهدا همگـى از ادب دیـده فـرو مىگیـرند تا فاطمه صلوات الله علیها عبـور مـىکنـد و در مقابل عرش پـروردگارش قرار مىگیرد.


    منبرى از نور براى فاطمه علیهاالسلام

    در ادامه گفتگوى پیامبر صلی الله و علیه و آله با دختر گرامىاش درباره چگـونگـى حضـور وى در عرصه قیامت، چنیـن مىخـوانیـم: سپـس منبرى از نـور برایت برقرار مـىسازنـد که هفت پله دارد و بیـن هر پله‌اى تا پله دیگر صف‌هایـى از فرشتگان قرار گرفته‌انـد که در دستشان پـرچم‌هاى نـور است. همچنین در طرف چپ و راست منبـر حـورالعیـن صف مـىکشنـد.

    آنگاه که بر بالاى منبر قرار مىگیرى، جبرئیل مىآید و مىگـوید: اى فـاطمه! آنچه مـایلـى از خـدا بخـواه.


    شکایت در دادگاه عدل الهى

    اولیـن درخواست فاطمه علیهاالسلام در روز قیامت، پس از عبور از برابر خلق، شکایت از ستمگران است.

    جابربـن عبـدالله انصارى از پیامبـر اکرم صلی الله علیه و آله چنیـن نقل مىکنـد: هنگامـى که فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مىگیرد، خـود را از مرکب به زیر انداخته، اظهار مىدارد: الهى و سیـدى، میان من و کسـى که مرا آزرده و بـر مـن ستـم روا داشته، داورى کـن. خـدایـا! بیـن مـن و قـاتل فـرزنـدم، حکـم کن...

    جابربـن عبـدالله انصارى از پیامبـر اکرم صلی الله علیه و آله چنیـن نقل مىکنـد: هنگامـى که فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مىگیرد، خـود را از مرکب به زیر انداخته، اظهار مىدارد: الهى و سیـدى، میان من و کسـى که مرا آزرده و بـر مـن ستـم روا داشته، داورى کـن. خـدایـا! بیـن مـن و قـاتل فـرزنـدم، حکـم کن...

    بر اساس روایتـى دیگر، پیامبـر اکرم صلی الله علیه و آله فرمـود: دختـرم فاطمه در حالـى که پیـراهن‌هاى خـونیـن در دست دارد، وارد محشـر مـىشـود. پـایه‌اى از پـایه‌هـاى عرش را در دست مـىگیـرد و مـىگـوید: «یا عدل، یا جبار، احکم بینى و بیـن قاتل ولدى»؛ اى خداى عادل و غالب، بیـن مـن و قـاتل فـرزنـدم داورى کـن.

    قـال:« فیحکـم لابنتـى و رب الکعبه» به خـداى کعبه سـوگنـد، به شکـایت دختـرم رسیـدگـى مـىشـود و حکـم الهى صـادر مـىگـــردد.


    دیدار حسن و حسین علیهماالسلام

    دومین خـواسته فاطمه علیهاالسلام در روز قیامت از خداوند چنیـن است: خدایا! حسن و حسین را به من بنمایان.

    در این لحظه، امام حسـن و امام حسیـن علیهماالسلام به سوى فاطمه صلوات الله علیها مىروند، در حالـى که از رگ‌هاى بریده حسیـن علیه السلام خـون فـوران مـىکنـد.

    پیامبر خـدا صلی الله علیه و آله مىفرماید: هنگامى که به فاطمه گفته مـىشـود وارد بهشت شو، مىگـوید: هرگز وارد نمـىشـوم تا بدانـم پـس از مـن با فرزندانم چه کردند؟

    به وى گفته مـىشـود: به وسط قیـامت نگـاه کـن.

    پـس بدان سمت مىنگرد و فرزندش حسیـن را مىبیند که ایستاده و سر در بـدن نـدارد. دخت پیـامبـر صلی الله علیه و آله نـاله و فـریـاد سـر مـىدهـد.

    فرشتگان نیز(با دیـدن ایـن منظره) ناله و فریاد بـرمـىآورنـد.


    امام باقر علیه السلام مىفرماید: هنگامى که فاطمه به در بهشت مـىرسـد، به پشت سـرش مىنگرد. نـدا مـىرسـد: اى دختـر حبیب! اینک که دستـور داده‌ام به بهشت بروى، نگران چه هستى؟ فاطمه صلوات الله علیها جـواب مىدهد: اى پـروردگار! دوست دارم در چنیـن روزى با پذیـرش شفاعتـم، مقام و منزلتم معلوم شود.ندا مـىرسـد: اى دختر حبیبـم! برگرد و به مردم بنگر و هر که در قلبـش دوستى تو یا یکى از فرزندانت نهفته است داخل بهشت گردان.


    امام صادق علیه السلام مىفرماید: حسیـن بـن على علیهماالسلام در حالى که سر مقدسـش را در دست دارد، مـىآیـد. فـاطمه علیهاالسلام بـا دیـدن ایـن منظره نـاله‌اى جانسـوز سر مىدهد. در ایـن لحظه، هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسل و بنده مومنى نیست مگر آن که به حال او مىگرید.

    در ایـن موقعیت، خداوند به خشـم آمده، به آتشـى به نام «هبهب» که هزار سال در آن دمیده شده تا سیاه گشته و هیچ آسـودگـى در آن راه نمىیابد و هیچ اندوهى از آنجا بیرون نمىرود، دستـور مـىدهد کشندگان حسیـن بـن على را برگیر و جمع کـن... آتش به فرمان پروردگار عمل کرده، همه آنها را برمىچیند...


    شفـاعت بـراى دوستان اهل‌بیت علیهم السلام

    سـومیـن درخـواست فاطمه صلوات الله علیها در روز قیامت از پـروردگـار، شفـاعت از دوستان و پیروان اهل‌بیت علیهم السلام است که مـورد قبـول حق قرار مـىگیـرد و دوستـان و پیـروانـش را مـورد شفاعت قـرار مـىدهـد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: هنگامى که فاطمه به در بهشت مـىرسـد، به پشت سـرش مىنگرد. نـدا مـىرسـد: اى دختـر حبیب! اینک که دستـور داده‌ام به بهشت بروى، نگران چه هستى؟ فاطمه صلوات الله علیها جـواب مىدهد: اى پـروردگار! دوست دارم در چنیـن روزى با پذیـرش شفاعتـم، مقام و منزلتم معلوم شود.

    ندا مـىرسـد: فاطمه! راست گفتـى، مـن تـو را فاطمه نامیدم و به وسیله تـو، دوستان و پیروانت و دوستان فرزندانت و پیروانشان را از آتـش دور گردانیـدم. وعده مـن حق است و هرگز تخلف نمـىکنـم.

    ندا مـىرسـد: اى دختر حبیبـم! برگرد و به مردم بنگر و هر که در قلبـش دوستى تو یا یکى از فرزندانت نهفته است داخل بهشت گردان.

    امام باقـر علیه السلام در روایتـى دیگـر مـىفـرمایـد: در روز قیامت بـر پیشانى هر فردى، مـومـن یا کافر نـوشته شده است. پـس به یکى از محبـان اهل‌بیت علیهم السلام که گنـاهـانـش زیـاد است دستـور داده مىشود به جهنـم برده شود. در آن هنگام، فاطمه علیهاالسلام میان دو چشمـش را مىخواند که نوشته شده است: دوستدار اهل‌بیت. پـس به خدا عرضه مىدارد: الهى و سیدى! تـو مرا فاطمه نامیدى و دوستان و فرزندانـم را به وسیله مـن از آتش دور ساختى و وعده تو حق است و هرگز وعده‌ات را زیر پا نمىنهى.



    ندا مـىرسـد: فاطمه! راست گفتـى، مـن تـو را فاطمه نامیدم و به وسیله تـو، دوستان و پیروانت و دوستان فرزندانت و پیروانشان را از آتـش دور گردانیـدم. وعده مـن حق است و هرگز تخلف نمـىکنـم.

    این که مـىبینـى دستـور دادم بنده‌ام را به دوزخ برند، بدیـن جهت بـود که درباره‌اش شفاعت کنـى و شفاعتت را بپذیـرم تا فـرشتگان، پیامبـران، رسـولان و همه مردم از منزلت و مقامت آگاهـى یابنـد.

    حال بنگر، دست هر که بر پیشانى‌اش «مـومـن» نـوشته شده، بگیر و به بهشت ببر.


    شفاعت دوستان فاطمه از دیگران

    عظمت و مقام حضـرت فاطمه صلوات الله علیها در روز قیامت چنان است که خـداونـد به خاطـر فاطمه به دوستـان آن حضـرت نیز مقام شفاعت مـىدهـد.

    امام باقر علیه السلام به جابر فـرمـود: جابـر! به خـدا سـوگنـد، فاطمه علیهاالسلام با شفاعت خـود در آن روز شیعیان و دوستـانـش را از میان اهل محشـر جدا مىسازد. چنان که کبـوتر دانه خـوب را از دانه بد جدا مىکند.

    عظمت و مقام حضـرت فاطمه صلوات الله علیها در روز قیامت چنان است که خـداونـد به خاطـر فاطمه به دوستـان آن حضـرت نیز مقام شفاعت مـىدهـد.

    هنگامى که شیعیان فاطمه همراه وى به در بهشت مـىرسند، خداوند در دلشان مـىافکند که به پشت سـر بنگـرند. وقتـى چنیـن کنند، نـدا مـىرسـد: دوستـان مـن! اکنـون که شفـاعت فـاطمه را در حق شمــا پذیرفتم، نگران چه هستید؟

    آنان عرضه مـىدارنـد: پـروردگارا! ما نیز دوست داریـم در چنیـن روزى مقـام و منزلت مـا بـراى دیگـران آشکـار شود.

    ندا مىرسد: دوستانـم! برگردید و بنگرید و هر که به خاطر دوستى فاطمه شما را دوست داشت و نیز هـر که به خـاطـر محبت فـاطمه به شما غذا، لباس یا آب داده و یا غیبتـى را از شما دور گردانیـده، همراه خود وارد بهشت کنید.


    به سوى بهشت

    حضرت فاطمه علیهاالسلام، پـس از شفاعت از دوستان خود و فرزندانـش و رسیدگى به شکایتـش در دادگاه عدل الهى به فرمان خدا، با جلال و شکـوه خاصى وارد بهشت مىشـود. پیامبـر اکرم صلوات الله علیه مـىفرمایـد: روز قیامت دخترم فاطمه در حالـى که لباس‌هاى اهـدایـى خـداونـد را که با آب حیات آمیخته شده، پـوشیده، محشور مـىشـود و همه مردم از مشاهده ایـن کـرامت تعجب مـىکننـد.

    آنگـاه لبـاسـى از لبـاس‌هاى بهشت بـر وى پـوشانده مـىشـود. بر هزار حله بهشتـى براى او با خط سبز چنیـن نوشته شده است: دختر پیامبر را به بهترین شکل ممکـن و کامل‌ترین هیبت و تمام‌ترین کرامت و بیشتریـن بهره وارد بهشت سازیـد. پـس، فـاطمه سلام الله علیها را به فـرمـان پـروردگـار در کمـال عظمت و شکـوه، در حالى که پیرامونـش هفتاد هزار کنیز قرار گرفته، به بهشت مىبرند.


    استقبال حوریان بهشتى

    رسـول خدا صلی الله علیه و آله به فاطمه علیهاالسلام فرمـود: هنگامى که به در بهشت مىرسـى، دوازده هزار حـوریه، که تاکنـون به ملاقات کسى نرفته و نخـواهند رفت در حالـى که مشعل‌هاى نـورانى به دست دارنـد و بر شترانـى از نـور که جهازهایشان از طلاى زرد و یاقـوت سـرخ و مهارهایشـان از لولو و مروارید درخشان است سـوارند، به استقبالت مىشتابند.

    پـس وقتى داخل بهشت شدى، بهشتیان به یکدیگر ورودت را بشارت خـواهند داد و براى شیعیانت سفره‌هایى از گـوهر، که بر پایه‌هایى از نـور برقرار ساخته‌اند، آماده مىسازند و در حالـى که هنـوز سایر مردم گـرفتـار حسـابـرسـىانـد، آنـان از غذاهـاى بهشتـى مـىخـورنـد.



    اولین سخن فاطمه در بهشت

    سلمـان فـارسـى از پیـامبـر اسلام صلی الله علیه و آله چنیـن روایت کرده است:

    هنگامى که فاطمه داخل بهشت مـىشـود و آنچه خـداونـد برایـش مهیا کـرده، مـىبینـد، ایـن آیه را تلاوت مـىکند:

    «بسـم الله الرحمـن الـرحیـم الحمـدلله الذى اذهب عناالحزن ان ربنا لغفـور شکور الذى احلنا دارالمقامه مـن فضله لایمسنا فیها نصب ولا یمسنا فیها لغوب»؛ ستـایـش و سپـاس ویژه خـدایـى است که اندوهمان را زدود. همانا پروردگار ما آمرزنده و پاداش دهنـده است. پروردگارى که در سایه بخشـش خود ما را به بهشت و اقامتگاه همیشگىمان فرود آورد. مـا در آن جـا بـا رنج و ملالـى رو به رو نمـىشـویم.

    تسنیـم، چشمه‌اى است که خـداونـد آن را به فـاطمه علیهاالسلام دختـر پیـامبـر صلی الله و علیه و آله و همســـــر على بن ابى طالب علیه السلام بخشید و از پاى ستـون خیمه فاطمه جارى مىشود. آب آن چشمه چنـان گـواراست که به سـردى کـافـور و طعم زنجفیل و عطر مُشک شباهت دارد... .


    نـورانـى شـدن بهشت از نـور فاطمه زهرا علیهاالسلام

    ابـن شهرآشوب مىنویسد: در بسیارى از کتاب‌ها، از جمله کشف ثعلبى و فضائل ابـوالسعادات، در معناى ایـن آیه «لایـرون فیها شمسـا ولا زمهریـرا»؛ (و نمـىبیننـد در بهشت نه آفتـاب و نه سـرمایـى را) آورده‌انـد که ابـن عبـاس گفت: چنـان که بهشتیان در بهشت هستنـد، ناگاه نورى مـىبینند که باغ‌هاى بهشت را نـورانـى کرد.


    اهل بهشت اظهار مـىدارند: خـدایا! تـو در کتابـى که بر پیامبرت فرستادى، فرمـودى:«لایرون فیها شمسا»؛ "بهشتیان در بهشت خورشیدى نخـواهند دید." نـدا مـىرسـد: ایـن، نـور آفتاب و ماه نیست، بلکه علـى و فاطمه از چیزى تعجب کرده و خندیدند و از نور آن دو، بهشت روشـن گردید.


    زیارت انبیا از فاطمه زهرا سلام الله علیها در بهشت

    آنگاه که همه انبیا و اولیاى خـدا وارد بهشت شـدند، آهنگ دیدار دختر پیامبر خدا مـىکنند. رسـول خدا صلی الله و علیه و آله به فاطمه فرمـود: هرگاه اولیاى خـدا در بهشت مستقـر گردیـدنـد، از آدم گـرفته تا سایـر انبیا همه به دیدارت مىشتابند.


    عنایات خداوند به فاطمه علیهاالسلام در بهشت

    پروردگار منّان به فاطمه زهرا سلام الله علیها در بهشت عنایاتـى ویژه خـواهـد داشت. بخشـى از آن عنـایـات چنیـن است:

    1ـ خانه‌هاى بهشتى

    پیامبرخدا صلی الله علیه و آله فرمـود: هنگامى که مرا به معراج بردند و داخل بهشت شدم، به قصر فاطمه رسیدم. درون آن هفتاد قصر بـود که تمام در و دیـوار و طاق‌هایـش از دانه‌هاى مروارید سرخ ساخته شده، همه آنها به یک شکل زینت داده شده بود.

    2ـ همنشینى با پیامبر صلی الله و علیه و آله

    پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله به حضرت على علیه السلام فرمـود: یا على! تـو و دخترم فاطمه در بهشت در قصر من همنشین مـن هستید. سپس ایـن آیه را تلاوت فرمود: "بـرادران بـر تخت‌هاى بهشتـى رو به روى هـم مـىنشینند."

    3 ـ درجه وسیله

    رسـول خدا صلی الله و علیه و آله فرمـود: فِى الجَنَّةِ دَرَجَةٌ تُدعَى الـوَسیلَةُ فَاِذَا سَاَلتُـم اللهَ فَاساَلُوا لِـىَ الوَسِیلَةَ قَالُـوا یَا رَسُـولَ اللهِ مَـن یَسکُـنُ مَعَکَ فِیها؟ قَالَ علـىً و فـاطمةُ و الحَسَـنُ و الحُسَیـنُ. در بهشت درجه‌اى به نام «وسیله» است. هـرگاه خـواستیـد، هنگام دعا، چیزى بـرایـم بخواهید، مقام وسیله را از خـداوند خـواستار شـوید. گفتنـد: یا رسـول‌الله! چه کسـانـى در ایـن درجه (مخصـوص) بـا شما همنشیـن خـواهنـد بـود؟ فـرمـود: علـى، فـاطمه، حسـن و حسین.

    علامه امینـى در منقبت بیست و ششـم مـىنـویسـد:

    از مناقب حضرت زهرا علیهاالسلام همراه بودن او با پدر و همسر و فرندانـش در درجة الـوسیله است. آنجا پایتخت عظمت حضرت حق تبارک و تعالى است و جز پنج تـن علیهم السلام هیچ یک از انبیا و اولیا و مرسلین و صـالحـان و فـرشتگـان مقـرب کسـى بـدان راه نمـىیـابد.

    4 ـ سکونت در حظیرة القدس

    سیوطى در مسند مىنـویسد: «اِنَّ فاطمَةَ و علیاً و الحسـنَ و الحسیـنَ فِى حَظِیرَةِ القُدسِ فِى قُبَّةٍ بَیضَاء سَقفُها عَرشُ الرَّحمـنِ»؛ فاطمه و على و حسـن و حسیـن در جایگاهـى بهشتـى به نام «حظیرة القدس» در زیر گنبـدى سفیـد به سـرمـىبـرنـد که سقف آن عرش پـروردگـــار است.

    پیامبرخدا صلی الله و علیه و آله فرمود: در قیامت، جایگاه من و على و فاطمه و حسـن و حسیـن سـرایـى زیـر عرش پـروردگار است.

    نـویسنـده خصایص فاطمه، ضمـن بیانـى مفصل درباره حظیـرة القـدس، مـىنـویسـد: والاتـریـن جـایگـاه‌هـا در بهشت حظیـرة القــدس است.

    5 ـ بخشیـدن چشمه تسنیـم به فاطمه علیهاالسلام

    طبرى از همام بـن ابى على چنیـن نقل مىکند: به کعب الحبر گفتـم:

    نظرت دربـاره شیعیـان علـى بـن ابـى طـالب علیه السلام چیست؟

    گفت: اى همام! مـن اوصافشـان را در کتـاب خـدا مـىیابـم. اینان پیروان خـدا و پیامبـرش و یاران دیـن او و پیروان ولـىاش شمرده مىشوند.

    اینان بندگان ویژه خدا و برگزیـدگان اوینـد. خـدا آنها را براى دینـش بـرگزیـد و بـراى بهشت خـویـش آفـرید.

    جایگاهشان در فـردوس اعلاى بهشت است. در خیمه‌اى که اتاق‌هایـى از مروارید درخشان دارد، زندگى مىکنند. آنان از مقربیـن ابرارند و سـرانجـام از جـام «رحیق مختـوم» مـىنـوشند.

    رحیق مختـوم چشمه‌اى است که به آن «تسنیـم» گفته مىشـود و هیچ کـس جز آنها از آن چشمه استفاده نخواهد کرد. تسنیـم، چشمه‌اى است که خـداونـد آن را به فـاطمه علیهاالسلام دختـر پیـامبـر صلی الله و علیه و آله و همســـــر على بن ابى طالب علیه السلام بخشید و از پاى ستـون خیمه فاطمه جارى مىشود. آب آن چشمه چنـان گـواراست که به سـردى کـافـور و طعم زنجفیل و عطر مُشک شباهت دارد... .

    خدایا ما را از شفاعت آن دُر گرانبها بىنصیب مگذار.

    "مقاله از آقای محمدجواد طبسى - با کمى تلخیص"


    لینک مطالب مرتبط:


    - ماجرای سقیفه

    - حکایت علی و چاه‌های صبور مدینه بی حضور تو

    - فاطمه(س) و حضور در صحنه‌های نبرد

    ...


  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  جمعه 18/2/88ساعت  6:45 عصر  توسط عرشیان 
      نظرات دیگران()









    بسم الله الرحمن الرحیم



    ماهی برای ادامه حیات به آب نیاز دارد و اگر آن را از آب بیرون بیاوریم می میرد .آدمی برای زنده ماندن نیاز به هوای سالم دارد چنانچه اگر در مجاورت گازهای سمی قرار بگیرد می میرد . اصحاب غوغا نیز برای ادامه حیاتشان نیاز به فضاهای خاصی دارد .
    این روزها در کشورمان که ایام انتخابات است بحث هایی در خصوص سرد بودن فضای انتخابات از ناحیه افرادی که پروژه هایی مثل پروژه اردیبهشت داغ را در ذهنشان می پرورانند ، مطرح می شود . برای آن ها بسیار مطلوب است که جلسات انتخاباتی نامزدها به طرح دعوا بین نامزدها و افراد و گروه ها بگذرد .آن ها از خدامی خواهند که در جلسات انتخاباتی مدام گروهی علیه گروهی دیگر حاضر و به نزاع و فحاشی نسبت به یکدیگر بپردازند . آن ها دوست دارند که جلسات انتخاباتی نامزدها به جای بیان فعالیتها و کارهای آن نامزد به طرح دعاوی بین جریان ها و گروه ها بگذرد و جالب اینکه دشمنان انقلاب هم همین را می خواهند که در کشور ایجاد اختلاف بشود .
    چه بسا آن ها که در کشور به دنبال پروژه اردیبهشت داغ هستند می دانند ایجاد تفرقه می تواند باعث پیشبرد اهدافشان بشود .. در واقع این جور آدم ها به دنبال ماهی گرفتن از آب گل آلود هستند .
    در این جا می توان به این سخن رهبر معظم انقلاب در چند سال پیش اشاره کرد که فرمودند :( 07/09/1381 )
    " آن کسانى که غوغا زیستند و اصلا در فضاى غوغا مى‌توانند زندگى کنند ،بدون فضاى غوغا زندگى برایشان مشکل است "
    ماهیت غوغا سالاران این است که در فضای غبار آلود می توانند نفس بکشند .
    این سخن رهبری که نزدیک به 6ماه پیش فرمودند :
    از هم اکنون کشور را در فضای انتخاباتی قرار ندهید . الان زمان طرح بحث های انتخاباتی نیست .
    و جالب اینکه از همان زمان و شاید از یک سال پیش بسیاری از اقدامات دولت از افتتاح پروژه ها و ... در روزنامه ها تیتر می خورد : افتتاح فلان پروژه در آستانه انتخابات ! .به عنوان مثال در دهه فجر که یکی از سنت ها جهت تقویت نظام در این دهه افتتاح پروژه های مختلف می باشد ، روزنامه ها و رسانه هایی که نمی دانیم و یا فرض می کنیم که نمی دانیم متعلق به کدام جریانات هستند مدام همینگونه تیتر می کردند. در همین قضیه به این نکته نیز باید اشاره کرد که یکی از پروژه هایی که آن ها شروع کرده اند این است که بین جریانات نظام از مسئولین تا احزاب و شخصیت های سیاسی ایجاد اختلاف بکنند . مثلاًدر بودجه سال 88 روزی روزنامه ای تیتر می زد که مجلس در برابر دولت عقب نشینی کرد و با طرح این مسائل مجلسی ها را علیه دولت تحریک می نمود و در این راستا تیتر های روزنامه ها زیاد است که در زیر به برخی از آنها اشاره می شود :
    یکی دیگر از اقدامات این اصحاب غوغا که از ماه ها قبل آنرا شروع کرده اند ،ایجاد دعوا در جبهه اصولگرایی است . آن ها امروز از آرامش نسبی موجود در فضای اصولگرایی ناراضی اند.آرزوی آنها این است که اصولگرایان با هم درگیر شوند .به عنوان مثال در روزنامه هایشان اینگونه تیتر می زنند:سناریوی عبور از احمدی نژاد، تصمیم جبهه اصولگرایی بر عدم حمایت از احمدی نژاد و... روز دیگر تیترهای دیگر ... !!!


     



    به عبارتی اصحاب غوغا از زندگی در فضای آرام ترس دارند .آن ها می دانند که اگر فضای انتخابات و جامعه آرام باشد کار برایشان مشکل خواهد شد . به همین دلیل از مدتها قبل مطرح کرده اند که اگر نتیجه انتخابات آنچه که ما می خواهیم نشود ، انتخابات سلامت ندارد .از همین الان پروژه های گوناگونی اعم از مخدوش بودن نتیجه انتخابات و سلامت آن را در تریبون ها و رسانه هایشان مطرح می کنند و بایستی یاران انقلاب به این جریانات و غوغاسالاری ها توجه داشته و مراقب اختلاف کنی ها باشند .
    مطلوب آنها این است که در جلسات مخالفانی پیدا بشوند که بر علیه آن مخالفان شعار مرگ بر دیکتاتور و یا درود بر مخالف من !سر بدهند که البته این دو جمله به ظاهر با هم متناقض اند ولی باید بدانیم که جمع نقیضین در عالم سیاست ممکن است!!!
    باید توجه داشته باشیم که شادابی فضای انتخابات ممکن است البته نه با ایجاد اختلاف . شایان ذکر است که مقام معظم رهبری معتقدند که جریانات حامی نامزدها به جای پرداختن به دعوای با یکدیگر باید به بیان طرح ها و برنامه هایشان جهت پیشبرد اهداف نظام و رفع مشکلات مردم بپردازند . چیزی که به نظر می آید ،آنها این روزها آنرا نمی خواهند ،به نحوی که حتی اگر در جلسه ای اختلاف کوچکی ایجاد می شود آن اختلاف کوچک تبدیل به تیتر بزرگ روزنامه هایشان می گردد .
    آنها به دنبال ایجاد چنین دعواهایی هستند و جالب اینکه این دعواها اختصاص به این روزها و ایام انتخابات ندارد . آنها از همان روز اولی که رئیس دولت جدید در انتخابات 84 مشخص شد برای ایجاد اینگونه دعواها تلاش کردند و چقدر جالب که این دولت سعی کرد که وارد بازی تعریف شده ای که آنها ایجاد کرده بودند نشود و در واقع رئیس و مجموعه این دولت سعی کردند که با یاد گرفتن این جمله تأکیدی رهبر معظم انقلاب در اولین دیدار با هیئت دولت عمل کنند و به عبارتی به جای اینکه وقت نظام و مسئولین و دولتمردان را مشغول این نزاع های سیاسی بر سر قدرت بکنند ،صرف خدمت رسانی به مردم نمایند . تا به حال هزاران تهمت به دولت و مسئولین آن زده اند و این را می خواستند که دولت در جهت پاسخ دادن به این تهمت ها برآید ولی دولتمردان سعی کرده اند که کار خودشان را انجام بدهند و کافی است که مردم به جای نگاه به این تیترها و حرفهای تخریبی به عملکرد دولت نگاه کنند .آنها می گویند که دولت به سفر استانی نرود ، چون کار انتخاباتی است و جالب این است که خودشان اقدامات انتخاباتیشان را بر خلاف قانون ماهها است که کلید زده اند و از سمت دیگر دولت نشان داده از همان سال اول شروع به کارش به این سفرها رفته و در حال حاضر نیز وعده 2 بار سفر به هر استان در طول دوره ریاست جمهوری اش را محقق می کند و تلاشش خدمت رسانی است و مثل برخی افراد دیگر در آستانه انتخابات به این کارها روی نیاورده !!!
    جریان انقلاب و جریان دین و جریان اسلام صاحب منطق و صاحب حرف است و در مقابل غوغاگرى محکم ایستاده و در طول 30سال انقلاب ،هرکس که در این صف‌آرایى توان ایستادگیش بیشتر بوده، بیشتر مورد تهاجم قرار گرفته است. رهبر معظم انقلاب در سالگرد 7تیر1387 به اقدامات این جریانات برانداز و مخالف انقلاب اینچنین اشاره می فرمایند :
    " شما نگاه کنید ببینید در طول آن دو سال و اندى که آن جریانهاى مخالف در این کشور خیلى فعّال بودند، علیه چه کسانى توطئه کردند؛ علیه چه کسانى بدگویى کردند؛ با چه کسانى در عالم ذهنیّت و مباحثات و مجادلات بیشتر درافتادند؟ با کسانى بیشتر دشمنى مى‌کردند که مى‌دیدند در عالم روشنگرىِ افکار مردم، اینها توان بیشترى دارند. بعضیها را با تهمت از میدان خارج مى‌کردند؛ بعضیها را با تضعیف و اهانت از رو مى‌بردند؛ لیکن بعضى مثل شهید بهشتى را نمى‌شد با این چیزها از میدان خارج کرد؛آن وقت به این شیوه‌ى ترور متوسّل شدند و شهید بهشتى و دیگران را در آن حادثه به شهادت رساندند. بعد هم مرحوم شهید باهنر و شهید رجایى و امثال اینها را شهید کردند. اینها شهداى هویّت اصلىِ اسلامىِ نظامند؛ چون در مقابل دشمنان ایستادند. خون مطهّر آنها خیلى هم اثر کرد؛ انصافاً سالهاى متمادى مردم را بیدار و آگاه کرد؛ امروز هم الهام خودش را دارد.
    البته آن انگیزه‌هاى دشمن، امروز هم هست؛ دیروز هم بود؛ فردا هم خواهد بود؛ دشمن که بى‌کار نیست. آنچه مهمّ است، این است که جبهه‌ى اسلامى، جبهه‌ى دینى، جبهه‌ى انقلاب، جبهه‌ى امام - که به آن جبهه‌ى خودى مى‌گوییم - ترفند دشمن را بشناسد؛ بداند که دشمن چه مى‌کند و چه مى‌خواهد بکند و هدفش چیست. "




  • کلمات کلیدی : انتخابات، اردیبهشت داغ
  • نوشته شده در  جمعه 18/2/88ساعت  5:51 عصر  توسط عرشیان 
      نظرات دیگران()

    جهان از نیروهای متضاد تشکیل شده و فقط وقتی وجود دارد که این نیروها در کنار یکدیگر باشند .. خیر و شر ، زیبایی و زشتی و .... مفاهیم نسبی هستند که ادراک ما را ، از طبیعت نشان می دهند. حال اگر منظور از مثبت اندیشی دیدن فقط بخش لذت بخش پدیده ها و ندیدن بخش رنج آور آنها است ، یک آگاهی کاذب و تخدیر فکری است. تمامی متفکران و دانشمندان در طول تاریخ انسانهای مثبت اندیشی نبوده اند و به عکس بیشتر آنها انسانهایی منتقد ، خرده گیر و شکننده تابوها و مضامین دگم خلسه آور( که باعث ارتجاع و یا حداقل در جا زدن بوده اند ) بوده و این نیز ممکن نبوده است مگر با رنج و لذت . رنج از روشی غلط و قدیمی و لذت از روشی نو و بهتر . باید در نظر داشت که این مسئله هم دینامیک و جاری است.
    از طرف دیگر اگر مثبت اندیشی (لذت) یک شخص عمدا یا سهوا منجر به رنج دیگران شود چه؟ اگر اندیشه ای سودجو بر این نوع تفکر حاکم باشد چه؟ آن وقت است که با دادن قرص خلسه آور مثبت اندیشی در یک مدت زمان کوتاهی شما را به وجد آورده و ماحصل اندک شما را نیز می گیرد و در دراز مدت شما می مانید و رنج حاصل از آن. با دیدی بدبینانه تر شاید مثبت اندیشی یک روش بهره برداری جدیدِ دیگرِ خواص از عوام باشد.
    آیا با خود اندیشیده اید چرا بزرگان تفکر مثبت اندیشی در دنیای پیشرفته و یا مرفه ظهور و بروز کرده اند مثلا در ایالات متحده و نه در کشور های فقیر. شاید مثبت اندیشی خود معلول باشد نه علت. شاید مثبت اندیشی، معلول یک سری عوامل و شرایط مادی و معنوی باشد که ما دانسته یا ندانسته ، مغرضانه یا بدون غرض ، جای علت و معلول را جابه جا گرفته ایم .
    از طرف دیگر از نظر علمی در یک سیستم، شرایط و روابط زیادی وجود دارد که منجر به وجود آمدن یک پدیده می گردد و با تقلید صرف نمی توان به آن دست یافت. شرایط ما متفاوت است و ما می بایست متناسب با شرایط خود فکر و عمل کنیم.
    در قدرت خارق العاده ذهن انسان هیچ شکی نیست ولی تفاوت یک روش علمی با ادعاها و سودجویی ها در این است که وقتی موضوعی از نظر علمی کشف شده و یا اثبات شود با ایجاد شرایط آن ، همه می توانند از آن استفاده کنند و بهره مند شوند.
    زندگی را فقط با دادن اطلاعات واقعی و منطبق بر روابط علت و معلولی به ذهن می توان نجات داد نه اطلاعات خلسه آور. حال اگر چه این اطلاعات واقعی رنج آور باشد ولی چون واقعی است و با تمام وجود حس می شود می توان راه غلبه بر رنج را یافت. نسخه های پیچیده شده برای دیگران شفای ما نخواهد بود و می بایست بر زندگی خود تمرکز نموده و راه حل خود را بیابیم.



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  چهارشنبه 16/2/88ساعت  10:46 صبح  توسط عرشیان 
      نظرات دیگران()

     









    یکی از اساسی‌ترین مسائلی که جوامع امروزی با آن مواجهند، مشارکت مردم در فرایند توسعه به‌ویژه امور مربوط به توسعه محلی و مشارکت در امور محلی است.

    مشارکت از کلیدی‌ترین مفاهیم در فرایند توسعه شهری و محلی است، به‌دلیل اینکه جهان پیچیده آینده، تواناسازی آحاد مردم و مشارکت فعال آنها را طلب می‌کند و از آن گریزی نیست. جهانی که در پرتو انقلاب الکترونیک و ارتباطات به دهکده‌ای کوچک و در دسترس همگان بدل شده است، تنها در پرتو مشارکت تمامی گروه‌ها و جوامع تنگناهای آینده بشریت را پشت‌سر خواهد گذاشت و گروه‌هایی که نتوانند خود را با شرایط دائما دگرگون‌شونده منطبق سازند به توده‌های نامربوط بدل خواهند شد و از گردونه زندگی به حاشیه رانده می‌شوند.


    از آن هنگام که «مشارکت مردم» از قلمرو خویشاوندی به عرصه‌های عمومی راه یافت، اشکال گوناگونی نیز به‌خود گرفت. گاهی مشارکت ابزاری، زمانی مشارکت کنترل شده، گاهی مشارکت مشروط، زمانی مشارکت خودجوش و در شرایطی نیز مشارکت‌ توسعه‌ای چهره نمود. امروزه در بسیاری از جوامع به‌دلیل نگرش و دیدگاه‌های دولتمردان و حاکمان، مفهوم مشارکت جایگاه خود را بازیافته است.


    براساس گونه شناسی مشارکت و با توجه به معیارها و ضوابط مختلف، تقسیم‌بندی‌های مختلفی از مشارکت صورت گرفته است. با لحاظ‌کردن ملاک‌های مختلفی چون ابعاد و سطوح مشارکت، هدف یا ابزار بودن مشارکت، بعد سازمانی مشارکت، موضوع مشارکت، آسان و پیچیده‌‌بودن مشارکت، علاقه به مشارکت، اهداف و انتظار، نقطه شروع و شکل‌گیری و نیز فضا و قلمرو گونه‌شناسی‌های متعددی از مشارکت ارائه شده است؛ مثلا براساس نحوه شکل‌گیری یا منشأ، مشارکت به مشارکت انفعالی، خود انگیخته و ترغیب شده تقسیم می‌شود.


    براساس حوزه‌ای که مشارکت در آن صورت می‌گیرد به مشارکت سیاسی، مشارکت اجتماعی، مشارکت اقتصادی و مشارکت فرهنگی تقسیم می‌شود. براساس سطوح مشارکت به مشارکت محلی، ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی تقسیم می‌شود و اینکه در کدام بخش از فرایند کلی قرار می‌گیرد به مشارکت در تصمیم‌گیری، مشارکت در اجرا، مشارکت در تامین منابع و مشارکت در نظارت تقسیم‌بندی می‌شود.


    مشارکت حاصل روندی پویاست که در آن فرد، خواسته‌های واقعی خود و جامعه را به درستی می‌شناسد و نه تنها هدف خود را با جامعه همسو می‌یابد بلکه فعالیت خود و جامعه را بدون هیچگونه احساس فشاری با هم درمی‌آمیزد و نسبت به این آمیختگی  احساس تعهد می‌کند و در این میان مشارکت شهروندان در جامعه شهری موجب نتایجی بس گرانبها و متقابلی برای نظام مدیریت شهری و شهروندان خواهد بود چرا که امروزه رویارویی با مسائل و مشکلاتی که ابرشهرهای جهان با آن دست به گریبان هستند؛ مانند انفجار جمعیت، حاشیه‌نشینی و اسکان غیررسمی، نابسامانی وضعیت ترافیک، آلودگی محیط‌زیست، سیل مهاجران روستایی به شهر و مسائل بسیار دیگر که با تسریع فرایند شهرنشینی، رشد سریع ارتباطات، اطلاعات و فناوری، جهانی شدن اقتصاد و بازارهای کار و سرمایه و... دائما در حال گسترش و پیچیدگی بیشتر هستند و تنها با بهره‌گیری درست و بهینه از توان‌ها، استعدادها و ظرفیت‌های بالقوه وسیع موجود در شهروندان و منابع شهری در حوزه‌های گوناگون و در قالب طرح‌ها و برنامه‌های مشارکتی قابل حل هستند.


    اگر باب مشارکت فعال بسته باشد و شهروند به شهرنشین تنزل پیدا کند، نه تنها شاهد رشد و تعالی شهروندان، بسط و استخراج توانایی‌های آنان، تقویت هویت شهری و احساس تعلق به شهر، تقویت حس اعتماد و همکاری میان اهالی شهر و مدیران شهری نیستیم، بلکه دارای کمترین میزان کارکرد و بهره‌وری در نظام مدیریت شهری نیز خواهیم بود.


    اما سؤال اساسی اینجاست که مردم چه زمانی بیشتر مشارکت و همکاری خواهند کرد؟
    بنابه عقیده تیبات و والکر، همکاری مردم با سازمان‌ها و مراجع در حل مسائل جامعه هیچگاه به‌طور خودکار و اتوماتیک محقق نمی‌شود، بلکه این امر تابع دیدی است که مردم از این مراجع دارند. به‌واقع، در پاره‌ای موقعیت‌ها، مردم اغلب مایل نیستند که محدودیتی بر سر راه آزادی آنها قرار بگیرد، لذا در برابر تحمیل قواعد و اقتدار مراجع ذی‌ربط از خود مقاومت نشان می‌دهند.


    از پیش شرط‌های مهم در برانگیختن همکاری شهروندان با سازمان‌ها، اعتماد است که روتشتاین و فری از آن تحت عنوان اعتماد متقابل یاد می‌کنند. اگر شهروندان به سازمان‌ها و مراجع اعتماد داشته باشند، در آن صورت شانس توسعه هنجارهایی که تعاون و همکاری آنها با سازمان‌ها را افزایش خواهد داد، بهتر خواهد بود و بالعکس، اگر سازمان‌ها نیز به شهروندان اعتماد داشته باشند، در آن صورت چندان نیازی به مقررات اجباری نخواهد بود. در واقع، در اینجا نقش هنجارهای اخلاقی در تاثیرگذاری بر تصمیمات شهروندان پررنگ‌تر خواهد بود.


    در پذیرش همکاری مردم با سازمان‌ها و مراجع، 3 محرک اجتماعی بدیل را می‌توان برشمرد:
    1- مردم در شرایطی با سازمان‌ها همراهی می‌کنند که سازمان‌ها و مراجع تصمیمات خود را به شیوه‌ای عادلانه پیاده ‌کنند.
    2- مردم در شرایطی با امور سازمان‌ها همراهی و همکاری می‌کنند که سازمان‌ها و مراجع با اعضای جامعه به‌گونه‌ای برابر رفتار ‌کنند.
    3- زمانی که احساس کنند یک سرمایه‌گذاری مبتنی بر هویت در جامعه کرده‌اند.
    به واقع کلید حصول به رفتارهای مطلوب از سوی شهروندان را باید اعمال رفتاری برابر در هنگام اخذ تصمیمات مربوط به تخصیص منابع دانست.


    بنابراین با توجه به سیر تکاملی مشارکت مردمی و قرار گرفتن آن در بطن توسعه به‌عنوان یک عامل اساسی، گسترش روحیه مشارکتی در افراد و بسط فرهنگ مشارکت امری معقول و اجتناب ناپذیر می‌نماید، از این‌رو جهت انجام این مهم شناسایی عوامل مؤثر بر آن و شناخت بنیان‌های فرهنگی و فکری حاکم بر آن به‌منظور ایجاد مشارکت بیشتر درخور‌توجه است زیرا بدون ارتقای سطح آگاهی‌های افراد و تقویت شعور جمعی و درک منافع جمعی نمی‌توان به حفظ و تقویت جامعه و توسعه محلی دست یازید.


    برای تشریح فضای مفهومی مطلب فوق لازم به ذکر است که در پژوهشی که با عنوان بررسی اعتماد اجتماعی شهروندان به‌عنوان مولفه مؤثر بر مشارکت و همکاری آنان با شهرداری در مناطق بیست‌ودوگانه تهران انجام یافت میزان شناخت و اعتماد اجتماعی به‌عنوان 2مولفه تاثیرگذار بر مشارکت شهروندان مورد بررسی قرار گرفت و نتایج پژوهش حاکی از این واقعیت بود که بین شناخت شهروندان از وظایف و ماموریت‌های شهرداری و اعتماد نهادی به این نهاد با مشارکت آنان همبستگی وجود دارد.


     لذا با توجه به اینکه آگاهی و اطلاعات شهروندان در زمینه امور مربوط به شهر و وظایف و ماموریت‌هایی که بر عهده شهرداری است در افزایش مشارکت آنها تاثیر دارد، لازم است مدیران و برنامه‌ریزان شهری با کمک سایر دستگاه‌های ذی‌ربط تلاش گسترده‌ای در جهت افزایش آگاهی شهروندان از مسائل شهر صورت دهند زیرا طبق یافته‌های این تحقیق سطح آگاهی و اطلاعات آنان بسیار پایین است، به‌طوری که اکثریت پاسخگویان فاقد هر گونه اطلاعات کافی در امور شهری بوده‌اند و وظایف عمرانی و خدماتی شهرداری را به‌عنوان وظایف اصلی آن می‌شناسند و در پژوهش حاضر در پاسخ به این پرسش که «چند مورد از وظایف و ماموریت‌های شهرداری را نام ببرید.»


    پاسخگویان وظایف اصلی شهرداری را در تنظیف شهر، ایجاد فضای سبز و آسفالت کوچه و خیابان می‌دانند و درکل آشنایی 50.5 درصد پاسخگویان در حد پایین و 46.16 درصد دارای آشنایی در حد متوسط و تنها 3.1 درصد دارای آشنایی در حد بالایی بوده‌اند؛ بنابراین روشن است که آشنایی مردم با وظایف شهرداری چندان زیاد نیست و مردم مهم‌ترین وظیفه شهرداری را تامین نظافت شهری می‌دانند.



    به نقل از خانم مهناز مقبول اقبالی


  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  شنبه 5/2/88ساعت  12:32 عصر  توسط عرشیان 
      نظرات دیگران()

    مرزن آباد این شهرزیبا از خوش آب و هوا ترین مناطق کشور می باشد.با داشتن چشم اندازهای وسیع و بی نظیر که در هیچ کجای دنیا نمی وان نظیر آن را دید.جاده طویر،منطقه خوش آب هوای اشکارلت و باندر،منطقه زیبای دلیر با همراه داشتن چشمه های آب گرم،منطقه سنار با داشتن دریاچه زیبای ولشت از نقاطی می باشند کسانی که تابحال قادر به دیدن آن نشده اند نیمی از عمرشان در فناست. تاسیس پادگان نظامی مرزن آباد در دوره رضا شاه پهلوی که یک پادگان ارتشی بوده و در جهت مقابله با حملات احتمالی روس ها تاسیس شده بود به ارزش و اعتبار استراتژیکی شهر افزود.این پادگان کماکان در شهر وجود دارد و به مرکزی برای آموزش فراگیران و سربازان نیروی انتظامی بدل شده است و شاید بتوان گفت اکثر جوانان این مرز و بوم خاطره دوران آموزشی خدمت خود در این شهر را از یاد نمی برند و بیشترین شهرت این شهر به جهت وجود پادگان آن می باشد.از نظر تاریخی نیز این منطقه قدمت طولانی دارد و در اکثر نسخ و کتب تاریخی من جمله تاریخ طبری از آن به عنوان مرزان آباد،مرزبان آباد و سعید آباد نام برده اند و حتی پادشاهی خاندانی از ساسانیان به نام خاندان پادوسبان در این منطقه و منطقه کجور و کلاردشت تا اوایل دوره صفوی نیز در کتب موجود است .


    شرح و توضیح درباره این منطقه در این مقال نمی گنجد و به فرصت و مجال بیشتری نیاز دارد.آنچه بیشتر در این منطقه و شهر نمود عینی دارد بی توجهی مسئولان استانی و شهرستانی به این شهر می باشد.این شهر شایسته لقب دروازه طلایی غرب استان می باشد اما در کمال تاسف و تاثر نمی توان به آن حتی لقب دروازه چوبی داد.به هر حال رشد و توسعه این شهر به توجه و پیگیری بیشتری از سوی مسئولان نیاز دارد کما اینکه شهردار و شورای شهر فعلی آن افرادی تحصیل کرده،جوان و از بومیان و به تبع آن دلسوزان منطقه می باشند و عزمی جدی در جهت عمران و آبادانی شهر خویش دارند.



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  شنبه 5/2/88ساعت  12:14 عصر  توسط عرشیان 
      نظرات دیگران()



    نگاهی کوتاه به روستای تاریخی وگردشگری کندلوس.







    در
    دامنه‌های سبز و خرم رشته کوه‌های البرز در منطقه کجور نوشهر روستای زیبای
    کندلوس با آب و هوای ییلاقی قرار دارد که در گذشته به میخساز نیز معروف
    بوده است.


     کندلوس با بافتی قدیمی و فرهنگی ناب
    و دست نخورده فرهنگسرایی دارد که آیینه تمام نمای فرهنگ و آداب رسوم
    اعتقادات باوردها و ... مردم منطقه است


    جالب‌ترین قسمت این مجموعه موزه مردم
    شناسی و باستان شناسی کندلوس است که ساختمان زیبای آن با الهام از
    داستان‌های شاهنامه ساخته شده و در آن اشیای مختلف و ارزشمند از دوران
    مختلف تاریخی برای بازدید علاقه مندان نگهداری می‌شود.


    وجود رستوران، فروشگاه‌های مختلف
    پارک بازی، کتاب فروشی و ساختمان های بسیار زیبا و دیدنی اقامت در این
    منطقه دیدنی را امکان پذیر کرده است.


    علاوه بر این، مزارع گیاهان دارویی
    با فراورده های بسیار متنوع و مجاورت با روستای ییلاقی و بکر کجور از دیگر
    جاذبه‌هایی است که هر بیننده را دعوت به بازدید می‌کند.

  • کلمات کلیدی : کندلوس
  • نوشته شده در  دوشنبه 24/1/88ساعت  12:50 عصر  توسط عرشیان 
      نظرات دیگران()


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    تغیر آدرس سایت به بلاگفا
    انتخابات ریاست جمهوری
    سیماى حضرت فاطمه علیهاالسلام درروز قیامت
    هشدار به یاران انقلاب !
    مثبت اندیشی تا کجا؟
    مشارکت، کلیدیترین مفهوم توسعه شهری
    مرزن آباد بهشتی گمشده
    کندلوس:جلوهگاه طبیعت و فرهنگ مازندران
    [عناوین آرشیوشده]